دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
537
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
توسعه زبان تركى فراتر از منطقه آذربايجان رفت . بالاتر از همه علاقه مفرط شاهان صفوى به زبان تركى بود كه علاوه بر عامل پيشين ، بهعنوان زبان محاورهاى حكومت ، دربار و سپاه بر شمرده مىشد . شاه اسماعيل ( 930 - 907 / 1524 - 1502 ) مؤسس سلسله صفوى ، با تخلص خطائى شعر مىسرود ؛ ولى ديوان او به زبان تركى بود . اين وضعيت زمانى شگفتآور مىشود كه سلاطين عثمانى اين دوره را به ياد بياوريم كه غزل و اشعار كوتاه به زبان فارسى مىسرودند . در اين روزگار زبان فارسى در آسياى صغير تعليم داده مىشد و ادبيات آن با اشتياق تمام بررسى مىگشت و ادبيات تركى و قوالب ادبى آن شديدا تحت تأثير آن بود و عميقا با صورخيال و اصطلاحات تعابير فارسى درآميخته بود . تأثير و رواج زبان فارسى در آسياى صغير اقدام و ابتكار جديدى نبود كه به دوره عثمانى اختصاص داشته باشد . در اينجا ميراثى از گذشته نهفته بود . توجه به زبان فارسى و گسترش ادبيات آن در آسياى صغير به زمان حكام سلجوقى در اين منطقه يعنى اواسط سده پنجم / يازدهم برمىگردد . زبان فارسى در زمان صفويان و پس از آن در شبهقاره هند هم رونق گرفت و آغاز اين رونق و پراكندگى آنرا نيز بايد در گذشته دور يعنى در ايامى جستجو كرد كه زبان فارسى همراه اسلام بوسيله سلسله و فاتحان نظامى از شرق ايران وارد شبهقاره هند شد : يعنى غزنويان ، غوريان ، غلامان غورى كه همه اينها مراكزى در هند برپا كردند و به هوادارى و حمايت از شعرا و نويسندگان فارسىزبان برخاستند . كاربرد زبان فارسى در هند پس از هجوم مغولان به شمال شرق و شمال ايران ، تحركى تازه و گسترده يافت . چنانچه پيشتر برنگريستيم ، تعداد زيادى از شعرا ، نويسندگان و ادباى فارسىزبان ماوراء النهر و خراسان به هند گريختند و در مراكزى از هند كه پيشتر پايگاه زبان فارسى شده بود ، اقامت گزيدند . اطلاع از فرهنگ و تمدن ايران و تعداد شعرا و نويسندگان فارسىزبان و غزلسرايان ، قصيدهسرايان و مثنوىسرايان هند به قدرى است كه شايد براى ناظران هند اين سؤال پيش بيايد كه هند منبع و زادگاه واقعى زبان فارسى است . البته انسان وسوسه مىشود كه براى تشريح و توضيح بيشتر اين تحول در ماوراى مرزهاى ايرانى درنگى درخور كند و اين يكى از مشخصات تاريخ ادبى ايران در دوره صفويان است كه در بحث و بررسى ادبيات اين دوره نبايد آنرا ناديده گرفت . ولى در اينجا فقط بايد به اين نكته اشاره كرد كه هرچند زبان فارسى پس از سقوط امپراتورى مغول بابر در هند همچنان در اين شبهقاره با اشتياق و علاقه به كار رفت ، ولى دامنه و رواج آن در مواجهه با زبان انگليسى و اردو محدود شد ؛ و اين مطلب در نتيجه عدم علاقه خود ايرانيان به نجات اين شاخه « هندى » زبانشان ( كه توان ، قابليت خلاق و تأثير فرهنگى زيادى